تاریخ:19:00-1396/03/27
نامه دلسوزانه افشین رشیدی نویسنده و کارگردان و روزنامه نگار مازندرانی به آقای دکتر حسینی معاون وزیر ارشاد در خصوص انتصاب مدیران فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان ها
اصلاح نیوز : کما اینکه به فرض هر هفت مدیر کل ارشاد مازندران از سال ۷۶ تا به امروز یا کاندیدای مجلس شدند و رای نیاوردند
به گزارش اصلاح نیوز ، افشین رشیدی نویسنده و کارگردان و روزنامه نگار مازندرانی در نامه سرگشاده به هادی حسینی معاون پارلمانی وزارت فرهنگ و ارشاد در خصوص انتصاب مدیران فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان ها مواردی را متذکر شده که در ادامه باهم می خوانیم

جناب آقای دکتر حسینی
معاونت محترم حقوقی،پارلمانی و استان های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی


با سلام و آرزوی قبولی طاعات،
اینک که ملت هوشمند و متعالی ایران در انتخاباتی به غایت مهم و ارزشمند ، بار دیگر مسیر گفتمان اعتدال و عقلانیت را برگزیدند و از آنجا که به فرموده ریاست محترم جمهور و سایر بزرگان و دلسوزان نظام، عرصه فرهنگ و هنر اصلی ترین رکن تحقق منویات عمومی دولت تدبیر و امید در جامعه است، با توجه به خطرات و لطماتی که ممکن است تصمیم گیری نادرست به کلیت توسعه و پیشرفت بزند اجازه می خواهم در خصوص انتصابات در حوزه فرهنگ و هنر به ویژه در مبحث مدیران کل استان ها مواردی چند را به استحضار آن مقام فرهیخته و ارجمند که سوابق تان در تمامی مناصب نظام حائز رتبه و امتیاز دولتی و مردمی بوده است برسانم.
در خصوص استان های دیگر چندان اطلاعات مکفی و دقیق ندارم اما بی تردید آن ها نیز مانند مازندرانی ها دچار این سوء تفسیرها از انتصابات فرهنگی شده اند.
در مازندران از سال ۷۶ را به یاد دارم و می بینم که هیچ یک از هفت مدیر کل منتصب از بدنه و شاکله اصلی فرهنگ و هنر نبوده اند و مدیران مذکور از مراکز دیگری به عرصه آمدند که به واسطه رویکرد دولت ها یا مانند چهار سال اول دوران اصلاحات شاهد جوش و خروش کم نظیر در فرهنگ و هنر بودیم و یا مانند دوران موسوم به عدالت به ویژه در زمان مدیر کلی محمد اسماعیل امامزاده شاهد اقدامات و تصمیمات سلیقه ای و غیر تکثرگرا.
در مجموع فارغ از خدماتی که در هر دوره ارائه شد ، ناگفته پیداست که حضور مدیران غیر ارشادی با سلایق خاص سیاسی شان تنها برای خود و گروهی که به آن تعلق حزبی دارند مفید به فایده بود اگر نه چه بسیار بخشنامه های داخلی و سازمانی یا تغییرات زیر مجموعه توسط آنان چه در اداره کل یا در بخش انتصابات در شهرستان ها که با ایرادات یا اشکالات متعدد همراه نبود. چه آن که اینان بدون در نظر گرفتن آینده کلی و مفید برای فرهنگ و هنر تلاش کردند چند سال حضور خود را با همین دست دستورات و بخشنامه ها محکم کاری کنند و جلوی انتقادات احتمالی را بگیرند.
این دست مدیران سوای اینکه انسان های اخلاقی و محترم و متعهد باشند یا خیر و باز سوای اینکه حضورشان موجب توسعه شده باشد یا نه بیش از هر چیز تلاش می کنند در چند سال محدود مدیریت، جایگاه اداری و سازمانی خود را وجه الضمان کسب اعتبار اداری و سیاسی از کانون های خارج از عرصه فرهنگ و هنر نمایند بلکه برطرف کردن یا تحقق نیاز عموم دستگاه های دولتی و غیر دولتی به مقررات و امکانات عظیم و نامحدود سازمانی را پله ای برای جلب اعتماد سیاسیون و کارگزاران ارشد استان ها نمایند بلکه در عرصه هایی مانند انتخابات مجلس شورای اسلامی حامی و پشتیبان های دولتی خود را داشته باشند.
کما اینکه به فرض هر هفت مدیر کل ارشاد مازندران از سال ۷۶ تا به امروز یا کاندیدای مجلس شدند و رای نیاوردند / دلاور بزرگ نیا و حجت الاسلام ابراهیمی و حجت الاسلام خزایی/ و یا ثبت نام کردند و صلاحیت شان تایید نشد/ حجت الاسلام رجایی و تنها یک نفر از آنها درست دو ماه مانده به انتخابات اخیر مجلس به دلیل جلوگیری از تشتت آرای اصولگرایان کاندیدا نشد/ هادی ابراهیمی!
حالا حضرتعالی اگر در استان های دیگر هم استعلام بگیرید حتما به موارد مشابه برخورد خواهید نمود.
مدیران غیر ارشادی استان ها از همان روز نخست می دانند سه الی چهار سال کمتر و بیشتر میهمان ناخوانده این عرصه نیستند لذا تمرکزشان در ترمیم زیرساخت های توسعه و ترسیم چشم اندازهای بیست یا سی ساله در تمام عرصه های تولیدات هنری و رسانه ها و آموزش یا توسعه عملکرد کاری شهرستان های محروم از توسعه نیست بلکه تلاش و سعی شان بر انجام امور روتین به جا مانده از قبل و حضور پر رنگ در برنامه های خبرساز و تبلیغی و دیده شدن در صدر خبرهای رسانه ای است بلکه بعد از اتمام ماموریت ارشادی شان کمتر کسی باشد که با نام و چهره شان آشنا نباشد.
هم از این روست که به فرض در همین مازندران سالهاست که تعدادی اداره به ادارات موجود اضافه شده است اما با بودجه های سالانه یک تا پنج یا هشت میلیونی که آن هم صرف یکی دو برنامه تبلیغی برای رئیسان ارشاد مواجه می شوند به نحوی که برای هیچ جهشی آماده نیستند و قادر به کشف و شناسایی و حمایت از هیچ هنرمند مستعدی نخواهند بود.نمونه اش همین جویبار و گلوگاه و نکاء و سوادکوه و سیمرغ اند که در این سالها به دلیل فقدان پشتیبانی مالی و معنوی هرگز حتی در سطحی معمول هم دیده نمی شوند.
نمونه اش می شود این که دهها فیلم و نمایش و کتاب آماده چاپ و تابلوهای نفیس تجسمی و موارد مشابه روی دست تولیدکنندگان می ماند.
نمونه اش می شود این که به فرض در همین مازندران هزاران کتاب به جای آن که در میان هنرمندان متخصص توزیع شود به نهادها و اماکنی ارسال می شود که حتی قادر نیستند بدون غلط یک صفحه از آنان را روخوانی کنند.
هم از این روست که به فرض در همین مازندران نقاط ضعف بیست و چندساله ای که این حقیر از ساختار فرهنگ و ارشاد استان می شناسم پابرجاست و حتی دو درصد آنان رفع نشده است.
خطر انتصاب مدیران غیر ارشادی تنها در آمدن خودشان نیست.
هر چند به فرض در مازندران طی سالهای اخیر معاونت ها و ادارات شهرستان ها به ارشادی ها سپرده شده است اما همگان شاهد بودیم در سالهایی نه چندان دور آقایان مدیر کل نزدیک به هفت معاونت فرهنگی و مالی و تقریبا تمام ادارات شهرستان ها را به افراد غیر ارشادی و غیر متخصص سپردند و از این منظر لطمات سختی را به پیکره مظلوم فرهنگ و هنر وارد نمودند.در همین دوره هم اگر هوشیاری و دقت ما و رصد بجا و مناسب استانداری نبود می خواستند فردی را که چندان مورد اقبال سیاسیون و هنرمندان استان نبود به معاونت هنری و سینمایی بیاورند.اینک استعلام بفرمایید تا دریابید سایر استان ها نیز از این لطمات و رنج ها و ضربه ها بی بهره بودند یا خیر!
آمدن مدیر غیر ارشادی یک درد است و آورده شدن معاونت ها و رییسان اداره غیر ارشادی یک درد دیگر . یعنی هنرمندان و زیر مجموعه های فهیم و کارکشته ادارات کل در استان ها و شخرستان ها باید علاوه بر آموزش رویکرد فرهنگی به مدیران ، آورده شدگان ناخوانده دیگر را نیز زیر پوشش مشورت های کلان قرار دهند تا مبادا شرایط را تلخ و سخت تر از قبل کنند.
پرسش اینجاست که وقتی مدیران غیر ارشادی از طریق مجموعه های با سابقه ادارات کل خود به کارورزی و یادگیری بخشنامه ها و اسلوب های مدیریتی مشغولند چرا به یک باره از ظرفیت های بالای ارشادی ها در این عرصه استفاده نکنیم؟چگونه کسانی که کار یاد می دهند نمی توانند خودشان کارآفرین مستقیم باشند؟چه کسی برای مدیران مصاحبه و خبر تنظیم می کنند؟ چه کسانی برای مدیران متن سخنرانی می نویسند ؟ چه کسانی آنان را در خصوص بخشنامه ها توجیه می کنند؟ پس چگونه خود نمی توانند در راس امور باشند؟ نظام مدیریتی کشور در وزارتخانه از چه چیز بیم دارد؟ یعنی آیا زیرمجموعه های ارشادی نمی توانند انقلابی و متعهد و سیاستمدار و جهادی باشند؟
حضرتعالی خود از نزدیک با بسیاری از مدیران کل در استان ها آشنایی نزدیک دارید لذا خود قضاوت فرمایید این ها که حتی در افتتاحیه ها و اختتامیه ها قادر به ایراد سخنرانی تخصصی و فنی بیست دقیقه ای در خصوص تئاتر و سینما یا شعر و ادب و رسانه و هنرهای تجسمی و عکس و انیمیشن نیستند و تنها به خیرمقدم گویی و گزارش کار اکتفاء می کنند آیا می توانند استان ها را به جوشش و جهشی قابل لمس بیندازند؟
آیا وزارتخانه سوگند خورده که به هر قیمتی برای این ها ابلاغ بزند یا در صورت بروز انتقادات بیشمار و پایین آوردن شاخص های توسعه هم حاضر به برکناری آنان نباشد؟
آیا می دانید این بیرون و در محافل هنرمندان در تمام استان ها به این باور رسیده اند که بالایی ها به عمد اراده و اعتقادی به توسعه ندارند و حضور نابلدان در استان ها به نفع بالایی هاست؟
چرا باید این نقل قول ها شیوع یابد در حالی که می دانم همین جنابعالی به عنوان یکی از بازوهای اصلی وزارتخانه، سرشار از دانش و تخصص و تعهد و عشق و آگاهی نسبت به شاکله فرهنگ و هنر هستید و هیچ چیز مانند شیوع انضباط فرهنگی و هنری در جامعه خوشحال تان نمی کند.
در حالی که می گوییم گردشگری صنعت است و عرصه چاپ کتاب و سینما صنعت است چرا باید مدیران فرهنگی هنری را از غیر صنعت شناسان گزینش کنیم؟چرا باید کارها به گونه ای پیش رود که رهبری عالی نظام فرمان آتش به اختیاری صادر کنند؟ فرمانی که شکی نیست عده ای تند رو و نا آگاه حتما از آن سوء استفاده نیز خواهند کرد در حالی که آگاهان و معتقدان به تغییر در چهارچوب قانون می دانند که مقصود ایشان، هوشیاری و بیداری عمومی در جزییات و کلیات فرهنگ است.
لذا تردید نفرمایید انتصابات در عرصه فرهنگ و هنر بهتر است از بدنه و ساختار ادارات کل یا شهرستان های تابعه باشد.در این وضعیت آن که مدیر کل می شود می داند دیر یا زود و بعد از جابجایی های مرسوم مجددا به اتاق همکاران قدیمی اش باز خواهد گشت و تردیدی نیست این فرد حتما دست به اقدامات ارزشمندی خواهد زد حال آنکه مدیران غیر ارشادی به هیچ عنوان به دنبال گذاشتم تخم مرغ های ادب و ارادت و احترام و ارتقاء در سبد همکاران ارشادی نیستند و برایشان مهم نیست بعد از چهارسال همکاران سابقش به  سلام  او پاسخ دهند یا خیر!
لذا عاجزانه از حضرتعالی می خواهم در دور تازه انتصاباتی که رای دهندگان به حتم از دولت تدبیر و امید انتظارش را دارند ،با اعتماد به ساختار ادارات کل و با تحقیق مناسب از منابع درون و بیرون سازمانی به ویژه با مشورت گیری از نخبگان و خواص فرهنگ و هنر استان ها بهترین فرد سازمانی در ادارات کل یا شهرستان های تابعه را شناسایی و نسبت به صدور ابلاغ مدیریت های ارشاد برای آنان اقدام بفرمایید که گفته اند:
سرچشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پر شد نشاید گرفتن به پیل/

با احترام مجدد

افشین رشیدی

نویسنده و کارگردان و روزنامه نگار مازندرانی

  نظرات بینندگان
نام:

پست الکترونیک:
متن:

 

پر کردن فرم براي دريافت نظرات الزامي است
 

   

نظر سنجی
گزیده خبرها